• وبلاگ : در اين روزگار وانفسا...
  • يادداشت : دفاع مقدس موزه است يا مزار؟ (2)
  • نظرات : 0 خصوصي ، 7 عمومي
  • درب کنسرو بازکن برقی

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + امير خالقيان 
    سلام آقا محسن چطوري
    انشاء الله که خوبي
    چه کار مي کني؟ درس، کار، کتاب، قالب کردن کتاب به مسلمين، کتاب فروشي، کدام.
    بعضي اوقات وقت مي کنم يک سري به وبلاگ مبارکت مي زنم، البته از بهر فيض بردن
    تهران نمي آيي ببينيمتان، دلمان هواي ديدار دوستان کرده
    توفيق خدمت به مسلمين مستدام باشد انشاء الله
    الي القاء، في امان الله

    سلام محسن جان

    من تو را مي شناسم در حالي كه تو نميداني كه من كي هستم!!

    مرد حسابي اين چه لينكيه كه براي من گذاشتي اين وبلاگ كه براي زمان مشروطه است تو لينك كردي لطفا تا شيشه ميشه هاي وبلاگت رو نشكوندم اين آدرسي رو كه برات گذاشتم لينك كن

    مرگ انديش و مرگ آگاه ابوالفضل اقبالي

    + ... 

    به ما ربطي ندارد تيك خصوصي هميشه فعال است

    ما مي خواستيم خصوصي برايتان نظر بدهيم

    حالا جواب سوالمان را نداديد

    لطف كنيد نظرات من را پاك كنيد

    پاسخ

    سلام.سوالتان چه بود؟توضيح اينکه اينجا «تقريبا» هيچ نظري خصوصي نيست. غريبه نداريم که؛ همه عمومي است. خيلي ممنونم که نظر مي دهيد.

    بسم لله الرحمن الرحيم

    سلام محسن جان ، راستش يه نظر در مورد مطلب قبلي داده بودم اما ديدم کمي مبهمه و نياز به توضيح داره لذا ...

    دفاع مقدس موزه است يا مزار؟

    اساسا دو نوع نقد داريم: نقدي که اصطلاحاً از آن به عنوان نقد سازنده ياد مي‌کنيم که سعي دارد مشکلي را ابتدا آسيب‌شناسي کرده و سپس با ارائه‌ي راهکارهاي دقيق عيني سعي در برطرف کردن آن مساله يا مشکل بوجود آمده داشته باشد. نقدي آگاهانه وجامع

    دوم: نقدي که صرفا مشکل يا مساله‌اي را مي‌بيند و در همين سطح متوقف مي‌شود و بعضاً مطالب و نقد خود را با نوعي نيش و طعنه و کنايه به فرد مخاطب مي رساند .در واقع يک نوع حالت عيب جويي دارد و فقط و فقط صفحات تاريک را ديده ، از ديدن صفحات و نقاط مثبت و روشن يک مساله خودداري مي کند. نقدي تلخ و صرفا بيان مشکل (نوعي نق زدن)

    با دقت در نقد نوع دوم درمي يابي كه از واژگاني بعضا هم قافيه و متضاد اسفاده مي شود و سعي در تثبيت يکي و نفي ديگر دارد . مثلا : دفاع مقدس دولتي ، دفاع مقدس مردمي ، يا انقلاب فرهنگي يا فرهنگ انقلابي يا دفاع مقدس موزه است يا مزار ؟ و ...

    اين همه به معني محافظه کاري و عدم نقد صريح و بي پيرايه مسائل و موضوعات کشور نيست ، تاکيد مي کنم که نقد صادقانه و بي پيرايه و سازنده ، لازم ، ضروري و نوعي وظيفه براي هر انسان متعهد ، انقلابي و دغدغه مند است . چرا که "محافظه کاري قتلگاه انقلاب است ."

    نهضت مطالبه اي که حضرت آقا از ما خواسته اند فقط اين نيست که فقط به گير دادن و تحصن و ... به اين نهاد و اين مسئول و اين وزارت خانه باشد ، هر چند که در جاي خود لازم و بلکه واجب است . اما ما اکثرا فقط يک تکه از کلام مقام معظم رهبري را مي شنويم و در آن تامل و تدقيق نمي کنيم ، مطالبه بايد همراه با کار علمي و کار کارشناسي باشد . دقيق و متقن باشد . مي دانم که وقتي حرف از کار علمي و کار کارشناسي زده مي شود ياد چي مي افتيم و نسبت به اين واژه آلرژي پيدا کرده ايم چرا که متاسفانه اين واژه به ابتذال کشيده شده است .

    ژورناليستي حرف زدن کار سختي نيست ، اين را همه ي افراد بلدند ، همين الان به من بگويند براي يه جمع دو هزار نفري در مورد مسائل فرهنگي کشور صحبت کن نقد هاي خودت رو ارائه کن و ... دو سه ساعت مي تونم براشون صحبت کنم و حضار رو به تشويق و تحسين وادارم . اما نکته ي اصلي اينجاست که آيا الان يه نهاد کلان فرهنگي رو واسه اداره به من بدن ، آيا ميتونم همه ي اون ايده ها و نقد ها رو پياده کنم ؟؟؟ چقدر با ويژگي ها و پيچيده گي هاي فضاي اجرايي آشنائي دارم .

    معمولا نقد دوم داراي جذابيتي است که قشر جوان را به دليل روحيه ي خاص خود ، از آن استقبال مي کند . اما اين آفت خطرناك وجود دارد که ذهن مخاطب در همين سطح باقي مانده و به فکر جستجوي راه حل و حرکت براي حل مشکل نيفتد . بسياري از نقدهاي ما برخاسته از روح آرمانگرايي ماست بدون در نظر گرفتن واقعيات . ممکن است برداشت شود که مباحثي مانند واقع گرايي و امثالهم در کنار آرمانگرايي به معني تنزل دادن خواسته ها ، افق ها و آرمان ها است در حالي که ابدا چنين چيزي مد نظر نيست.

    چند نكته :

    1. اين نوشته هم بعضا نياز به تدقيق و توضيح بيشتر داره و يه خورده پراكنده است ، كه انشاءالله بيام كاشان بهت مي گم.

    2. مخلص

    + ... 

    ما كلا فراموش كار شديم يادم رفت ميلم را بنويسم

    asemoony01@gmail.com

    + ... 

    کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا

    .

    .

    من يکي از کساني هستم که امثال براي اولين بار به مناطق جنگي رفتم

    برايم بسيار جالب بود و يا بهتر بگويم دردناک

    البته نمي دانم شما حوصله شنيدن حرف هاي من را داريد يا نه

    بنابراين اگر اجازه بدهيد بيايم و برايتان بنويسم

    .

    .

    مي دانيد

    تا يکي دو سال پيش جبهه - جنگ - شهادت و... برايم معنايي نداشت

    تنها مي دانستم آنها رفتند که ما باشيم البته اين را از ديگران ياد گرفته بودم

    ديگراني که در جواب سوالات متعدد من تنها همين جمله را تکرار مي کردن

    و من واقعا معني حرفشان را نمي فهميدم ...

    آدم خنگي نيستم ... باور کنيد

    .

    .

    يادم مي آيد ....

    .

    .

    ترديد دارم در اينکه برايتان بنويسم يا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    اگر اجازه بدهيد مزاحم مي شويم

    .

    .

    به رنگ خدا باشيد

    + صادقي 

    گاهي آدم به گذشته اش رجوع مي كند در آن نگاه مي كند و از آن كسب انرژي و حيات ميكند...

    از اينروست كه گذشته ارزش مي يابد چرا كه با وجود گذشته بودنش سبب تسكين روح مجروح آدمي مي شود...

    بنابراين گذشته زنده مي ماند و تاريخ مي شود...

    و براي زنده ماندن گذشته لازم نيست اتفاقات عجيبي بيفتد گاه يك اتفاق ساده گذشته را مي سازد مثل يك صداي مهيب در يك شب آرام... وحالا ما اهالي 166براي تسكين روح مجروح خويش به آن گذشته وآن صدا رجوع مي كنيم...واين يعني موزه و هم مزار...